محمد رضا واليزاده معجزى

439

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

جايزه سخت عصبانى شد و فرداى همان شب تلگرافى مفصل به عنوان مجلس شوراى ملى تهيه كرد و آن را به تلگرافخانه فرستاد تا مخابره نمايند . مضمون تلگراف مزبور به شرح ذيل است : تلگراف سالار الدوله به مجلس تهران ، هيأت جامعه محترمه مجلس ملى را زحمت‌افزا مىشويم : از كردستان تلگراف كردم ، جوابى نداديد . و به‌جاى اين‌كه ملتفت نكات آن تلگراف بوده و به حال مملكت با يك دوربين حقيقت‌بينى نگاه كنيد و چاره رفع امراضى كه خود باعث آن شده‌ايد ، بجوييد ؛ تدبيرى كه كرده‌ايد رأى به كشتن من و دادن رشوه به كشنده من داده‌ايد با اين‌كه من خود به پاى خويش براى كشته شدن و فدا شدن به اين آب و خاك آمده‌ام ولى اين را ندانسته‌ايد كه ايرانيان حقيقى خداشناس هرگز به نعماى صد و پنجاه ساله قاجاريه كفران نكرده ، خصوصا نسبت به اولاد مرحوم مظفر الدين شاه نور اللّه مضجعه سوءقصدى نخواهند داشت زيرا ايرانيان به منزله برادران ما و كلا فرزند پادشاه كه سايه برگزيده خداست هستند و نسبت به يكديگر خلافى نمىكنيم . گويا اجازه به هم‌مسلك و طريقه خودتان داده‌ايد . نقلى ندارد دعاهاى سى كرور ايرانيان حافظ ماها بوده است . اما كشته شدن من چاره و وضع حاضر دولت و ملت ايران را كه تماما و كلا رعاياى آن هستيد نمىكند . وظيفه خداشناسى و حفظ حقوق اين بيچاره‌ها كه حقوق خود را به شما واگذار كرده‌اند اين است كه اعتراض شخصى را كنار بگذاريد و ترك هوا و هوس شخص خودتان را بكنيد . قدرى به حال حاضر اين مملكت و اين رعيت بدبخت فكر كنيد . چنانچه در آن‌دوره اول وكلاء مجلس به التماس و نصايح اعلى حضرت اقدس محمد على شاه ارواحنا فداه گوش ندادند . وكلاء آن‌دوره به محض پيشرفت مقاصد فاسد خودشان مغرور به اشرار دوره خودشان شدند و آنچه كردند عاقبت خودشان گرفتار وخامت آن گرديدند . دو سال تمام در تمام ايران خون‌ها جارى و خانه‌ها خراب شد تا عاقبت بعد از استعفاء اعلىحضرت به گمان اين‌كه ديگر رفع معايب مىشود بالعكس چنانچه امروز نه تنها اهالى اروپا و آسيا و آمريكا تصديق دارند . بلكه وحشىهاى آفريقا هم منكر نيستند كه صدهزار مرتبه بدتر شد . حالا صريح مىنويسيم چند سوار بختيارى و چند نفر الواط تهرانى دولت ايران را منظم نخواهد كرد . دو هزار سوار بختيارى سه ماه است شب‌وروز تلاش

--> بعد از انجام خدمت نقدا به آنها پرداخته مىشود ( محل امضاء رئيس الوزراء ) مطبعه تمدن طهران »